کوتل همعراوي (ديوار ندبه)، تمام يهوديان را از چهار گوشه جهان، با هر زمينه، تاريخچه، و هر ميزان اعتقاد و ايمان را به خود جذب ميكند. چرا؟
1) جايگاه بِت هميقداش :
ديوار غربي (يا ديوار ندبه)، تنها بناي باقيمانده از بِت هَميقداش (معبد مقدس) در يروشالييم (اورشليم) است، كه بوسيله تيتوس در سال 68 م. ويران شد. بِت هَميقداش، مركز جهان روحاني، و مهمترين مسير براي جريان فيض ا.لهي در اين جهان است. وقتي كه بِت هَميقداش برپا بود، احترام و منزلتي براي جلال حد.اوند، و براي تورا، همه و همه وجود داشت. هيچ شكي در مورد وجود حد.اوند وجود نداشت. همه مردم، وجود حد.اوند يکتا را قبول داشتند، و همه نبوغ قوانين ا.لهي را درك ميكردند. جهان لبريز بود از حرمت، هيبت، و عظمت حد.اوند، و عشق ا.لهي.
تپه بِت هَميقداش (הַר הַבַּיִת)، کوه مُوريا نيز ناميده ميشد. اين کوه، جايگاهي است كه اوراهام، ييصحاق را براي قرباني به آنجا برد؛ محلي است كه در آن، يعقوو در رويا آن نردبان را ديد که به ملكوت مي رسد. حخاميم بيان ميكنند كه نام موريا، در واقع يك بازي با كلمات است. موريا (מוריה)، مكاني است كه در آن، تمام تعليمات و رهنمودها (הוראה) نهفته است، مکاني است که از آن، ترس از حد.ا، و تمام روشنايي ها (אורה) نشات ميگيرد.
بِت هَميقداش، غيريهوديان را نيز پذيرا ميشده است. وقتي شلومو هملخ، بِت هَميقداش را ساخت، از حد.اوند درخواست كرد كه به نمازگزاران غيريهودي كه به معبد ميآيند، توجه و استجابت داشته باشد (کتاب اول پادشاهان 43-41: 8). يشعيا هناوي، به بِت هَميقداش، به عنوان «خانهاي براي تمام ملل» اشاره دارد (يشعيا 56:7). بِت هَميقداش، يك مركزيت جهاني دارد: مركزيت ا.لهي و روحاني.
در زمان آبادي بِت هَميقداش، در زمان برگزاري جشن سوکوت، براساس فرمان تورا، جمعاً 70 گاو نر، براي سلامتي هر يک از هفتاد قوم دنيا قرباني مي شدند. تلمود به ما مي گويد: اگر روميان (که بِت هَميقداش دوم را ويران کردند) مي دانستند که چه فيض و سودي از وجود بِت هَميقداش عايدشان مي شد، هرگز و هرگز آن را ويران نمي ساختند!
2) بياد آورنده دايم حضور حد.اوند
دانشمندان يهود، اعلام كردهاند كه بعد از خرابي بِت هَميقداش، حضور روحاني و ا.لهي، هرگز ديوار غربي (ندبه) را ترك نکرده است؛ اين ديوار داراي قدوسيت و عظمت جاودانه است. تلمود (مگيلا 3:3) ميگويد: «و من مكان مقدست را ويران خواهم كرد (وييقرا 26:31)» اين پاسوق به آن معني است كه مكانهاي مقدس شما، قدوسيت خود را حتي بعد از آنكه ويران شوند، حفظ ميكنند.
بنابراين ديوار ندبه، يک سمبل و نماد براي يهوديان است. درست همانگونه كه تلاشهاي فراوان شده است كه ديوار را خراب كنند، ولي هنوز اين ديوار، جاودانه و استوار باقي مانده است، يهوديان نيز در صورت رعايت دستورات تورات مقدس، از خطر ميجهند، بيشتر از دشمنان وحدانيت حد.ا عمر ميكنند، و جاودانه و ابدي باقي ميمانند.
در توراي مقدس، حد.اوند ما را مطمئن ساخته است كه يهوديان هرگز منقرض نخواهند شد، و نسل آنان هميشه پابرجاست. براي ثابت كردن و پابرجا كردن اين پيمان و عهد جاودانه، حد.اوند به ابراهام ميفرمايد: «و من عهدم را بين خودم با تو، و نسل تو بعد از تو، و با تمام نسل آنها، ثابت و برقرار ميسازم؛ يك پيمان دائمي، كه حد.اوندگار تو باشم، و حد.اوند تمام نسلهاي بعد از تو» (برشيت 17:7).
مارك تواين مي نويسد: « مردمان ديگر ميجوشند و ميخروشند و مشعلهايشان را بلند ميكنند، و براي مدت زماني پرقدرت باقي مي مانند، ولي در آخر مشعل ميسوزد و خاموش ميشود، و آنها در تاريك و روشن مينشينند يا نابود ميشوند. يهوديان، گذران همه آنها را ميبينند. همه فشارها ميگذرد، همه سختي ها ميگذرد، ولي آنها باقي ميمانند. چه چيز راز فنا ناپذيري و جاودانگي يهوديت است؟»
3) محل زيارتها و اشكها
در دوران برپايي بِت هَميقداش، يهوديان از تمام اقصاي سرزمين مقدس، سالي سه بار براي زيارت به يروشالييم ميآمدند. در بيش از 1900 سال گالوت و غربت، يهوديان با مخارج بسيار سنگين و خطرات زياد، به يروشالييم مسافرت ميكردند، فقط بخاطر اينكه فرصت دقايقي دعا كردن و تفيلا خواندن در كنار ديوار ندبه را داشته باشند. آنها در آن محل با تمام قلب و خلوص نيت خود، به درگاه حد.اوند براي نجات يهوديان التماس ميكردند. آنها ديوار مقدس را با اشكهايشان آبياري ميكردند و سنگهايش را با بوسههاي گرم خود ذوب مينمودند.
دانشمندان ما در تلمود (براخوت 32) ميآموزند كه وقتي كه معبد ويران شد، تمام دروازههاي آسمان بسته شدند، غير از يك دروازه، و آن، دروازه اشك است. بنابراين، ديوار مقدس، بخاطر تمام اشكها و استغاثههاي يهوديان كه در آنجا سايه افكنده است، به نام ديوار ندبه (مويه و زاري) شناخته شد. تصور كنيد هر يهودي چه شادي بزرگي احساس ميكند، زماني که اين فرصت را مي يابد که در مقابل اين ديوار مقدس دعا كند.
4) مركزيت تمام تفيلاها
سه بار در روز، براي هزاران سال، همه تفيلاها (نمازها و دعاها)ي يهوديان، از سراسر جهان، همه هم جهت و همسو به سوي ديوار مقدس آمدهاند. همانطور كه ربي يهودا هلوي با تمام وجود خود سروده است: «من در غرب هستم، ولي قلب من در شرق (يروشالييم) است.»
ميدراش و قبالا (عرفان يهود) به ما آموخته است كه تمام دعاها از سراسر جهان، عاقبت به سوي ديوار ندبه خواهند آمد. هنگامي که آنها به ديوار ندبه رسيدند، سپس به سوي بارگاه ا.لهي صعود خواهند كرد. تلمود مي گويد: اگر شخصي يهودي خارج از سرزمين مقدس تفيلا ميخواند، بايد قلبش در جهت و در راستاي سرزمين مقدس باشد؛ اگر شخصي در سرزمين مقدس نماز ميخواند، بايد قلبش در جهت يروشالييم باشد. آنهايي كه در يروشالييم تفيلا ميخوانند، بايد بسوي بِت هميقداش تفيلا بخوانند. شلومو هملخ ميگويد: «و آنها تفيلا خواهند خواند براي تو، در سرزميني كه تو به پدرانشان دادي، در شهري كه تو انتخاب كردي، و خانهاي كه من به نام تو ساختهام» (کتاب اول پادشاهان 8:48)
5) بناشده با عشق و ايثار
وقتي كه بِت هميقداش در حال ساخت بود، كارها بين گروههاي مختلف افراد تقسيم شده بود. ساختن ديوار غربي به دست مردمان زيادي انجام ميشد؛ مردماني فقير، که براي ساختن ديوار، سخت كار ميكردند، زيرا استطاعت مالي آن را نداشتند كه كارگراني را استخدام كنند تا اين كارهاي سخت براي آنها انجام دهند. براساس ميدراش، وقتي كه دشمن معبد مقدس را ويران كرد، فرشتههاي آسماني از عرش اعلا به پايين فرود آمدند، و بالهايشان را بر فراز ديوار برافراشتند. گفته شده است كه اين ديوار، چون كار دست مردم فقير است، هرگز ويران نخواهد شد. (از حکايات مربوط به سرزمين مقدس)
6) جايگاه شهيدان يهودي
در زمان ويراني بِت هميقداش اول، بِت هميقداش دوم، و نيز در دوران قيام بركُوخبا، پهلوانان يهودي، مانند شير براي نجات هر يك از سنگهاي معبد جنگيدند. ايشان، تا ابد نمونهاي بارز از شجاعت و دلاوري براي تمام يهوديان دنيا هستند.
به اين اميد که ما به زودي و در روزگار خود، شاهد آبادي دوباره بت هميقداش باشيم، آمن.