«כִּי תִרְאֶה חֲמוֹר שֹׂנַאֲךָ רֹבֵץ תַּחַת מַשָּׂאוֹ וְחָדַלְתָּ מֵעֲזֹב לוֹ עָזֹב תַּעֲזֹב עִמּוֹ:» (שמות כג:ה)
«هنگامي که حمار دشمنت را ميبيني که زير بارش خوابيده است، از کمک کردن به او دريغ نکن؛ حتماً به او کمک نما...» (شموت 23:5 )
«ربي ييصحاق زيلبِرشتاين» حکايت ميکند: يکي از شبهاي موعد سوکا بود که يکي از آشنايان نزد من آمد و از من خواست تا به اتفاق هم براي ديدن سوکايي که وي در خانهاش برپاکرده است برويم. چهره ناراحت و عصباني او کنجکاوي مرا برانگيخت تا بپرسم که آيا مشکلي پيش آمده است؟ وي گفت: «فقط ميخواهم بياييد و ببينيد که همسايهام با من چه رفتاري داشته است!» و ادامه داد: «من براي شب موعد تمام وسايل لازم و همينطور غذاها و خوراکيهاي مختلف را بر روي ميز درون سوکا گذاشته بودم. همه چيز به زيبايي هر چه تمامتر آماده شده بود. ولي وقتي از کنيسا برگشتم، ديدم گرد و خاک روي غذاها و سفره نشستهاست و همهي تزئينات سوکا هم خاکي و کثيف شدهاند. چون همسايهي بيملاحظهي من بعد از تميز کردن اتاق خود، هر چه خاک و آشغال داشته به داخل حياط ريخته است، درست همانجايي که من سوکا ساختهام. حالا از شما ميخواهم بياييد و اين امر را به اين همسايه گوشزد کنيد، چون من خودم نميخواهم مستقيماً با او رودررو شوم.»
هر چند تمايلي براي رفتن نداشتم، ولي ناراحتي و حزن او مرا مجبور کرد. در طول راه موضوعي را به او گفتم: « حداوند در تورا، پاراشاي ميشپاطيم (پاسوق ابتداي مطلب) به ما دستور ميدهد، اگر با کسي مشکلي داشتيم و زماني ديديم که وي گرفتار است و احتياج به کمک دارد، اين دشمني و عداوت را کنار بگذاريم و به شخصي که ظاهراً دشمن ماست، ياري برسانيم. تورا ميفرمايد: «مبادا از کمک کردن به او امتناع کني! ... עָזֹב תַּעֲזֹב עִמּוֹ- حتماً به او کمک کن!» کلمه « עָזֹב » به معناي «رها کردن و آزاد نمودن» است (در اينجا به معناي رها کردن حيوان از بار سنگيني که بر آن حمل مي شود)، ولي آيا ميداني چرا اين کلمه به صورت مکرر و دو بار استفاده گرديده است؟
کتاب «بريت عولام» توضيح ميدهد: "توراتنو هقدوشا با اين تکرار به ما آموزش ميدهد که چطور با موارد گوناگون و مختلف که حتي مطابق با خواسته و انتظار ما نيست، و از جانب دوستان، نزديکان يا همسايگانمان سر زده و باعث رنجش خاطر ما شده است، کنار آمده و آنها را نيز تحمل کنيم. اگر همه چيز را با ديد «ايمان به حداوند» بنگريم و درک کنيم که حتي آزار و اذيتهايي نيز که بر سر ما ميآيد، همه از جانب حداست، و در اين لحظه ما مورد آزمايش او واقع شدهايم، دهان به شِکوه و شکايت نميگشاييم.
تعاليم ديني توراي مقدس به ما آموزش ميدهند که هيچ چيز در دنيا اتفاقي نيست. در پس هر موضوعي علتي وجود دارد که همانا "خواست حداوند" است. تمام جملاتي که حاکي از اعتراض ما نسبت به تصميم ا-لهي است، نشان از ضعف ما نسبت به درک ايمان به حداست: "مگر من با او چکار کردهام که با من اين طور حرف ميزند؟!"، "بذار بهش نشون ميدم با کي طرفه!" ، "هنوز اون روي منو نديده!"
آيا حدا بر هر چيز که در دنيا رخ ميدهد، نظارت و بصيرت ندارد؟! البته که دارد! همهي ما قبول داريم که حداوند از همه چيز آگاه است، هر حرف و سخني را ميشنود، هر عملي را ميبيند هر فکري را ميخواند. هر امري که در اين جهان انجام ميشود، با قضاوت حداوند است که صورت ميگيرد، و هيچ اتفاقي عبث، بيهوده و بيدليل نيست. کسي که در هر اتفاق و حتي اتفاق ناخوشايندي مانند اين، به جاي نگاه به شخصي که ظاهراً به او توهين کرده است، حداوند را پيش روي خود تصور ميکند، و ميداند که اين فرد تنها يک وسيله براي اجراي خواست ا-لهي بوده است. او اين درک را دارد، و اين موضوع را به خود يادآوري ميکند که نبايد عصباني شد، توهين کرد، درگير شد، نفرين کرد و ... ، بلکه بايد آرامش خود را حفظ نمود. اتفاقي که رخ داده، مطمئناً به صلاح من است، و حتماً من خود خطايي داشتهام که مستوجب شنيدن چنين لحني از سوي ديگران گرديدهام. حتماً رفتاري نادرست داشتهام که مستوجب چنين رفتاري هستم. من اکنون در مقابل آزمايش بزرگي قرار دارم که آيا خواستهي حداوند را بر خود ميپذيرم، يا در اين نبرد شکست مي خورم. آيا به خاطر خطايي که نسبت به من شده ، فکرم را از هر گونه کمک و ياري به شخص مقابل دور ميکنم، يا در جهت رفع مشکل سعي و تلاش مينمايم و در اين امتحان کامياب ميشوم.
עָזֹב תַּעֲזֹב يعني تو آزار و کينه به دل گرفتن از ديگران را رها کن، چشم پوشي کن و ببخش ، و به زخوت اين موفقيت در آزمون، حداوند نيز گناهان تو را مي بخشد، تو را مورد مغفرت قرار ميدهد و عفو مي نمايد.
منبع: עלינו לשבח