تصور كنيد كه در هتلي اقامت كردهايد و يك جوان در اتاق بقلي شما روي بالكون ميآيد و ميخواهد به پايين يپرد. آيا شما به كمك او قدم جلو ميگذاريد؟ يا اينكه طرفي ميايستيد و از هيجان پرش او لذت ميبريد و به او ميگوييد: "بپر، بپر!"
ميدانم كه به او توجه ميكنيد. حالا چه كاري براي كمك به او ميخواهيد انجام دهيد؟ اگر او از شما بپرسد: "چرا نبايد بپرم؟" جواب او را چه ميدهيد؟ فراتر از اين موضوع، آيا شما حق متوقف كردن او را اگر بخواهيد بپرد داريد؟
فقط "احساس كردن" مشكلات ديگران كافي نيست. شما در واقع بايد كاري "انجام دهيد" كه به او كمك كند. راه شمارهي 40 ، " מַכְרִיעוֹ לְכַף זְכוּת - قضاوت كردن مطلوب" است. ما بايد طوري به ديگران كمك كنيم كه باعث تغيير زندگيشان شود، تا آنها را به مسير زندگي برگردانيم.
ما به عنوان يک انسان، نسبت به پيرامون خود آگاه و مسئوليم. بايد تمام تلاشمان را براي متوقف کردن فردي که ميخواهد به پايين بپرد انجام دهيم. هرگز خود را نخواهيم بخشيد اگر تنها گوشهاي بايستيم و نظارهگر باشيم.
همين رويـه را براي ساير موارد زندگي ادامه دهيد.
***
مسئوليتپذير باشيد
براي كمك و ياري رساندن به ديگران، شما بايد مسئوليتي را قبول كنيد. يكي از ابتداييترين و مهمترين درسهاي يهوديت اين است كه " ما همه محافظ برادرمان هستيم". همهي ما به همراه هم در اين دنيا زندگي ميكنيم. پذيرفتن مسئوليت هنگامي كه كسي در خطر جاني قرار دارد آسان است. ولي شما به همان مقدار در قبال خطر روحي و رواني که او را تهديد ميکند وظيفه داريد.
دوستان خود را در مقابله با مشكلات ياري دهيد. حتي اگر ياري و كمك شما موجب ايجاد تنفر شود، و حتي اگر شما آن شخص را دوست نداريد، نميتوانيد بهانه بياوريد و بگوييد: "در مورد او كار به درستي پيش رفته. او حقش است!"
قبل از اينكه شخصي را رها كنيد، چه معتاد باشد، چه يک كارمند تنبل و چه يك دوست كه به شما خيانت كرده است - به او سود و منفعت شكي كه كردهايد را بدهيد. هر تلاش ممكني را كه براي بيگناهي و پاكسازي و برگشت او ميدانيد، از او دريغ نكنيد. حداقل 10 روش را قبل از اينكه او شما را ترك كند امتحان كنيد. آيا خودتان نيز ميخواهيد كه ديگران چنين بيملاحظگي و بيتوجهي را به شما داشته باشند؟
يكي از مهمترين قدمهاي كمك به ديگران، داشتن يك برنامه و نقشه است. نه فقط يك برنامه يا نقشه، بلكه چند نقشه و طرح داشته باشيد. اگر يک نقشه نتوانست آنها را به مسير اصلي برگرداند، از نقشهي ديگري استفاده كنيد. اگر براي انسانها به اندازه كافي ارزش قائل هستيد، بايد صبور باشيد و بهترين روشي را كه ميتوانيد پيدا كنيد.
· خلاق باشيد.
· به جستجوي راهحل برويد.
· مصمم باشيد. تا موفق نشدهايد عقب ننشينيد.
***
ديگران را به کمک برانگيزيد
هر كاري که ميتوانيد انجام دهيد تا ديگران را براي يك زندگي پرفايده و عالي برانگيخته كنيد. براي موفق شدن به اين امر، روي مشكل اصلي آنها متمركز شويد. به عنوان مثال، فقدان اعتماد به نفس، تكبر، تکبر و . . .
منظور و هدف، توضيح دادن نيست. فقط با توضيح دادن كمك نكنيد. فقط نگوييد: "شما در حال خونريزي هستيد"، بلکه جلوي آن خونريزي را بگيريد. او را به راه و روش صحيح و درست زندگي ببريد.
براي رسيدن به راه درست، چيزي را كه باعث بروز مشكل شده است دور و برطرف كنيد. شما ديگران را عوض نميكنيد. اين خودشان هستند كه بايد تغيير يابند. بهترين كاري كه شما ميتوانيد انجام دهيد، روشنگري و تعليم دادن است. اين امر باعث تغيير ديد و نگرش، و به دنبال آن عملكرد آنها نسبت به زندگي ميشود. اين يك انتقاد صحيح و سازنده است.
مثلاً اگر شخصي را ميشناسيد كه افسرده شده است، معمولاً ريشه اين حس افسردگي، احساس بيارزش و پوچ بودن خود و زندگي است. بنابراين شاد بودن را به او نشان دهيد. به او نشان دهيد كه چقدر او باارزش و بهدردبخور است. او را در يك راه مشخص تشويق کنيد: "بيا بريم بدويم . . . بيا بريم شنا كنيم . . . عكس بگيريم . . . يك كلاه جدبد بخريم . . . " مشكلات را تا جايي كه ميتوانيد به اشتراك بگذاريد، يا او را براي انجام داوطلبانهي يك كار باارزش در جايي كه ميتواند مثمر ثمر واقع شود برانگيزيد. اين نوع كارها باعث ميشود كه او از افسردگي بيرون آيد.
خالصانه مشتاق و علاقهمند باشيد. نشان دادن علاقهمندي شما، اعتماد ديگران را جلب ميكند، و آنها خيلي راحت ميتوانند با شما ارتباط برقرار كنند. حتي اگر مستقيماً نميتوانيد به ديگران بگوييد چگونه زندگي خود را بهتر كنند، فقط صِرف همين واقعيت كه شما مراقب آنها و به فكرشان هستيد، ميتواند حس قدرداني و محبت آنها را نسبت به شما افزايش دهد، و به آنها اجازه دهد كه از عادتهاي خوب شما ياد بگيرند.
هر موقعي كه شخصي دچار اشتباهي شد، ميتوانيد فرض كنيد كه او اطلاعات مربوط به زندگي را از دست داده است. اگر خللي در اطلاعات او وجود دارد، اگر ميتوانيد آن را با دانش و اطلاعات خود پر كنيد. شما ميتوانيد بفهميد كه چه چيزي غلط است. مثلاً چه چيزي باعث ناراحتي و نارضايتي ما در اين نسل شده است؟ خودخواهي، فساد، زوال، خواستن راهحل سريع و آسان و ... . نحوه كمك كردن را كشف كنيد. حداقلش، تلاش براي انجام كار خير باعث بهتر شدن و خوب شدن شما در ميان سايرين خواهد شد.
***
در مورد مردم، مثبت قضاوت كنيد
آيا تا به حال كالايي خريده و بعد متوجه شدهايد كه فروشگاه ديگري در شهر وجود دارد كه همان كالا را به نصف اين قيمت ميفروشد؟ چقدر ما از دست مغازهي اول ناراحت و عصباني ميشويم!
به طور معمول، هنگامي كه شخصي را ميبينيم كه ناهنجار و نادرست عمل ميكند، سريعاً ميگماريم كه او اين كار را از روي منظور و قصد قبلي انجام داده است.
48 راه حكمت ميگويد: "به فروشندهي مغازه به عنوان يك دزد يا جاني و يا يک آدم بد نگاه نكنيد. بلکه به عنوان يك قرباني نگاه كنيد. كاملاً امكان دارد هنگامي كه او اين قيمت را روي آن كالا گذاشته است، خود را متقاعد كرده كه پول اضافه گرفتن، مشكلي ندارد، به خاطر اينكه فروشگاه او سرويس بهتري به مشتريان ميدهد، و در محل مناسبتري نسبت به فروشگاههاي ديگر قرار گرفته است.
آيا اينگونه برخورد ظالمانه است؟ در مورد خودتان فكر كنيد. آيا چنين رسيدگي را ميتوانيد تحمل كنيد؟
هر وقت كه ميبينيد كه شخصي كار اشتباهي انجام ميدهد، شک کردن كار درستي است. ولي تا زماني كه به واقعيت نرسيدهايد و مقايسه نكردهايد تصميمگيري نكنيد. چيزي كه اتفاق افتاده ممكن است چيزي جز يك اشتباه يا سوءتفاهم نباشد و از روي قصد نباشد، و يا عوامل و فاكتورهاي ديگري وجود داشته باشد كه ما آنها را ناديده گرفتهايم. يادآوري چنين مطالبي باعث ميشود كه ما از ناراحت و خشمگين شدن به دور شويم.
به عنوان يك تمرين، والدين خود را خالصانه و با ديد مثبت قضاوت كنيد. آنها ممكن است هميشه دقيقاً كاري را كه ما دوست داريم انجام ندهند، ولي بيشك آنها ما را دوست دارند و بهترينها را براي ما ميخواهند. صبور باشيد و به آنها سود و منفعت شكي را كه كردهايد را بدهيد.
***
شايستگي را در هر فرد ببينيد
همه آرزو دارند كه خوب باشند. بنابراين هنگامي كه شخصي اشتباهي نموده و به بدي رفتار ميكند، اولين كسي كه بيشترين صدمه را ميبيند "خودش" است. پي ببريد كه اين آرزو كمك ميكند عصبانيت خود را نسبت به او كاهش دهيد.
به عنوان مثال، اگر يك شخص پررو را ميشناسيد، او را به عنوان يك انسان متكبر و گزافهگو رها نكنيد. به جاي اين طرز برخورد، براي او دلسوزي و غمخواري كنيد. تكبر و گستاخي او نشان دهندهي يك ناامني وحشتاك است. فكر كنيد كه او چقدر از اين گستاخي رنج ميبرد و چقدر با تكبري كه دارد باعث ميشود كه ديگران از پيش او فرار كنند و او احساس تنهايي ميكند.
رسيدن به جنبههاي منفي ديگران و اثراتي كه روي درون آنها دارد كار سادهاي است. براي قضاوت ديگران، "نکات مثبت" و "شايستگيها"ي آنها را در نظر بگيريد. اول از همه بايد فرض كنيم كه او شايستگي دارد. هر كسي خصوصيات مربوط به خود را دارد، عليرغم اينكه گاه اين خصوصيات زير فشار و دردهاي زندگي پنهان و دفن ميشوند. تلاش كنيد تا خصوصيات آنها را كشف كنيد.
***
چرا «نگاه مثبت به ديگران» يکي از راههاي کسب حکمت است؟ (جمعبندي)
· براي يك انسان خوب بودن، بايد به طور يكسان و مشابه نگران ديگران باشيد. زندگي و رنجهايي كه ميبرند همان درد و رنجي است كه شما ميبريد.
· هنگامي كه به ديگران كمك ميكنيم، ذهن ما كارآمد ميشود و به خوبي كار ميكند. سپس ميتوانيم همان كار را براي خودمان انجام دهيم.
· از مشكلات ديگران فقط رنج نبريد. به جاي آن به دنبال راه درمان باشيد.
· به ديگران نظر باارزش و گرانبهايي را كه ياد گرفتهايد، بدهيد. هر وقت يك قسمت از حکمت و دانش را ميشنويد، از خود بپرسيد: "چگونه اين ايده ميتواند به دوست من كمك كند؟"
· هنگامي كه ديگران كاري ميكنند كه باعث آزرده خاطري شما ميشود، خودبخود فرض نكنيد آنها از روي قصد اين كار را با شما كردهاند.
· روي جنبهي خوب مردم قضاوت كنيد. هنگامي که شايستگي و لياقت آنها را ميبينيد، قادر به كمك آنها هستيد.
· مردم به يكديگر نيازمند هستند. هر كاري براي كمك از دستتان برميآيد انجام دهيد.
· احساس كنيد كه مسئول هستيد.