Email هفتگي Atish.org

29 אלול 5770 ( ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ , 2010 September 8 )
Home Page | درباره ما | ارتباط با ما | سوال از راو | حمايت مالي از ما | دريافت فونت | ارسال نظرات

مرحله 48- به اساتيد بياموزيد

Email To a Friend Print This Article
 
فروشندگان هر دفعه كه يك مشتري سؤالي جديد را مطرح مي‌كند، هوش و درك بهتري به دست مي‌آورند - فروشندگان راجع به آن موضوع هوشمندانه به بحث و تبادل نظر مي‌پردازند و هر بار حاذق­تر و هوشمندتر مي­شوند.
 
معلم‌ها نيز مانند فروشندگان هستند، سعي مي‌كنند نظر و انديشه‌هاي خود را به طرح بگذارند. يك مشتري تحصيلكرده باشيد: هنگامي كه مطلب جديدي را را ياد مي‌گيريد، روي آن يك ماژيک قرمز بكشيد. آيا اين كار اثر و ثمري دارد؟ آيا فقط يك تئوري و نظريه است، يا مي‌توان آن را به مرحله آزمايش و عمل گذاشت؟
 
راه شماره‌ي 48، "הַמַּחְכִּים אֶת רַבּוֹ - خردمند و دانا كردن استاد" است. راه شماره‌ي 10 در مورد درست انتخاب كردن معلم و راهنما بود و راجع به آن موضوع، به تفصيل صحبت كرديم. اما اين فقط شروع كار است. ما نيازمند به اين هستيم كه معلم و راهنماي خود را تيزبين كنيم، تا به بالاترين درجه­ي يادگيري برسيم و بتوانيم همه چيز را تمام و كمال از او بياموزيم.
 
از رقابت با معلم و استاد خود هيچ ترس و هراسي نداشته باشيد. اگر حق با معلم و راهنماي شما باشد، او وقتي مي‌بينيد شاگردانش دقيق و حساس هستند، خيلي خوشحال و خرسند مي‌شود. با سؤال­پيچ كردن و رقابت كردن با معلمتان به موقعيت و شرايط مختلف اشاره كنيد؛ با اين كار او را برانگيخته‌تر و تيزتر مي‌كنيد. همانطور كه يكي از دانشمندان يهود مي‌گويد: "من چيزهاي زيادي از معلمانم ياد گرفتم. از دوستان همدرسم، حتي خيلي بيشتر از معلمم درس ياد گرفتم. اما بيشتر از همه ، از شاگردانم ياد گرفتم.
 
***
 
طوطي­وار نباش
 
بزرگان تلمود، گهگاه به طور عمد اشتباهاتي را مرتكب مي‌شدند و يا يك مسأله را آنقدر غيرمنطقي و پيچ‌دار مي‌كردند تا شاگردانشان از فکر خود استفاده کنند و روي پاي خود بايستند و به جواب برسند. استادان و بزرگان تلمود مي‌خواستند بفهمند كه شاگردانشان فكر مي‌كنند، يا فقط روي آن موضوع "غوطه‌ور" هستند و هيچ فكري راجع به آن موضوع نمي‌كنند، بلکه آن را تنها طوطي­وار انجام مي­دهند. يك معلم خوب از شاگردانش مي‌خواهد كه شديداً منتقد و حساس باشند. چه كسي يك اتاق پر از آدم­هاي خنگ مي‌خواهد، يا يك دستگاه ضبط صوت؟
 
سپس استاد به شاگردانش مي‌گويد: "آيا فهميديد چه مي‌گويم؟ حسش كرديد؟" واي بر كسي كه واقعاً گفته باشد "بله!"
 
البته هر موقعي كه خواستيد با معلم يا والدين خود بحث و مناظره كنيد، آن را با احترام كامل انجام دهيد. آن را با اين طرز رفتار بيان كنيد: " مرا ببخشيد، متوجه نشدم، من نمي‌فهمم كه شما چگونه به اين نتيجه رسيديد، اما به نظر من كه اين كار و طرز فكر نادرست است."
 
***
 
يك شانس بدهيد
 
يكي ديگر از جنبه‌هاي "خردمند و عاقل كردن استاد"، ملاحظه كردن استاد و معلم به عنوان يك انسان باهوش و داناست. در غير اين صورت موفق نخواهيد شد. اين واقعيت را بر خود قبول كنيد كه استاد شما همواره چيزي براي گفتن و ياد دادن دارد. او داراي اعتبار است. به انديشه‌ها و نظرات او منصفانه گوش دهيد. هرگز چيزي را كه استادتان مي‌گويد مسخره نكنيد و او را به سخره نگيريد. نقطه نظرات او را ملاحظه كنيد، و حتي اگر به اين حس رسيديد كه گفتار او ممكن است اشتباه باشد، يا شما فکر مي کنيد بهتر مي‌دانيد، باز هم به او ملاحظه كنيد و حرفهايش را گوش دهيد. به او شانس ديگري براي توضيح دادن بدهيد و دوباره بعد از صحبت او روي آن موضوع فكر كنيد.
 
ولي، فرض کنيم شايد هم معلم و استادمان واقعاً در حال اشتباه است! اگر شما به چنين نتيجه‌اي رسيده‌ايد، بلند شويد و نتيجه خود را بيان كنيد. اما فقط وقتي آن نتيجه را تجزيه و تحليل كرديد و تمام جنبه‌هاي آن را در نظر گرفتيد اين كار را بكنيد. فقط نافرماني و اعتراض نكنيد. كشف كنيد و بفهميد كه چرا فكر مي‌كنيد او اشتباه كرده است. دليل و گواه شما چيست؟
 
به عنوان مثال: معلم و استاد شما معني و تعريفي براي " عشق " دارد. آيا به نظر شما اشكالي در تعريف او وجود دارد؟ شايد شما اين انديشه را كه دوست داشتن را معني و تعريف كنيد دوست نداريد و مايل به تعريف آن نيستيد، يا بر اين باوريد كه بيان كردن و تعريف كردن يك حس غيرممكن است؟ جلو برويد و سؤال خود را مطرح كنيد: " استاد! چگونه شما حس "دوست داشتن و عشق" را تعريف مي‌كنيد؟" (پاسخ اين است: ما احساس را تعريف نمي‌كنيم. ما احساسي را كه استنباط مي‌كنيم معني و تعريف مي‌كنيم.)
 
***
 
سختي و مقاومت خود را درك كنيد
 
يكي از بزرگترين موانع براي به دست آوردن حکمت و دانش، احساس سرمايه­گذاري روي بهره­برداري از پندهاي شرايط و موقعيت‌هايي است كه برايمان پيش مي‌آيد.
 
هر موقعي كه آرزوي فاصله گرفتن از حرف ديگران را داشتيد، خيلي هوشيار و مراقب باشيد. ممكن است اين حالت دفاعي شما باشد (به خاطر اينكه شما خيلي به خودتان مطمئن نيستيد)، يا ممكن است يک تنبلي عقلاني باشد يا يك ترس از مفهوم، يا يك سري پيش­داوري ديرينه.
 
تجزيه و تحليل كنيد كه چه چيزي شما را اذيت مي‌كند و باعث آزرده­خاطر شدن شما مي‌شود. آن را کشف كنيد و روي ميز بياوريد. مشخص كنيد كه كجاها روي پيش­داوري شما پا مي‌گذارد، كجاها با عقايد شما مخالف است، كجاها بر خلاف سيرت و ذات شماست و كجاها بر خلاف ميل و خواسته شماست.
 
هر جايي كه ما مي‌رويم، هر كس چيزهايي براي احترام و ترساندن دارد. ولي واقعاً مهم‌ترين چيز، گوش كردن به نقطه نظرات ديگران است، هر چند هم كه مخالف آن باشيد! اغلب بيشتر چيزهايي كه ما نياز داريم، چيزهايي است كه ما آنها را كنار مي‌گذاريم و به آنها توجه خاصي نمي‌كنيم. اگر ديديد پرحرف و گستاخ شده‌ايد يا انديشه و نظري را خارج از دست قرار داده‌ايد، و ايده­اي را معاف و "مرخص" كرده­ايد، شايد همان يك ضربه تدافعي به شما وارد كند. اين بسيار باارزش است كه يك ديد باز براي رشد كردن داشته باشيد، وبه هر چيزي كه در اطرافتان است توجه كامل داشته باشيد. اين همان شور جواني و قدرت آن است كه درون ما وجود دارد. ما بعضي چيزها را مسخره مي‌دانيم ... حتي چنانچه يك شك پنهاني داشته باشيم كه قدرت انتقال آن در راه مثبت را به ما منتقل مي‌كند.
 
***
 
لايه بر لايه
 
فكر كردن و دوباره فكر كردن روي مطالب و مفاهيمي كه استاد مي‌گويد مهم است. اين روش مخصوصاً هنگامي كاربرد دارد كه شما منظور و مفهوم معلم و استادتان را به خوبي درك نمي‌كنيد، يا هنگامي كه شما با نظر او مخالف هستيد. ولي حتي اگر شما با آن انديشه و نظر موافق بوديد، خيلي مطمئن نباشيد كه كاملاً ‌آن پيام را گرفته‌ايد و آن را فهميده‌ايد.
 
حتي هنگامي كه بعضي چيزها براي شما مشخص و آشكار است، سعي كنيد كه آن موضوع را از جنبه‌ها و ديدگاههاي ديگر نيز نگاه كنيد. بيشتر اوقات، شما از ديدن جنبه‌ها و مفهوم‌هاي جديدي كه شما قبلاً آنها را ناديده مي‌گرفتيد، غافلگير و هيجانزده مي‌شويد.
 
دانش و حكمت تورا خيلي عميق است. ممكن است به طور سريع فكر كنيم كه آن مطلب را فرا گرفتيم. اما وقتي زمان مي‌گذرد، تجربه‌هاي زندگي ما بيشتر روي هم جمع مي‌شوند و شروع براي رفتن به لايه‌هاي زيرين و عميق­تر مي کنند. هزاران جنبه و زمينه وجود دارد كه شما هنوز در مورد آنها آموزش نديده‌ايد و روي آن فكر نكرده‌ايد. پس بايد به كنكاش و جستجوي خود ادامه دهيد و هرچه بيشتر جستجو و كنجكاوي كنيد، بيشتر متوجه خواهيد شد كه باز هم مسأله براي يادگرفتن و آموختن وجود دارد. ما كاملاً يك ايده را براي يك مدت طولاني نمي‌فهميم. در واقع دانشمندان تورا مي‌گويند كه اين امر 40 سال طول مي‌كشد!
 
***
 
از سويي ديگر نگاه كنيد
 
فهم خود را از جنبه‌هاي مختلف به وسيله ديدن از ديدگاه ديگران و نقطه نظرات آنها وسيعتر و گسترده‌تر كنيد. به فركانس‌هايي كه آنها مي‌دهند ملحق شويد. كشف كنيد كه آن نقطه نظرات از كجا مي‌آيند. علي‌رغم اينكه ممكن است شما مطمئن باشيد كه شما درست مي‌گوييد، از جنبه‌هاي ديگر نيز مطلع باشيد.
 
با دفاع شرورانه­ي درون خود دست و پنجه كنيد. خودتان را مجبور كنيد تا 10 دليل براي ديدگاه ديگران بياوريد. حتي اگر او در حال اشتباه كردن است، هنوز دلايل خوبي وجود دارند كه چرا او به آنها اعتقاد دارد و به چيز ديگري اعتقاد ندارد.
 
اين تكنيك را هر وقت كه به مذاكره و بحثي مي‌رويد به كار گيريد. اين يک تكنيك فوق‌العاده براي خوب شدن و التيام دادن خراش‌ها و جراحت‌هاي روحي است، مخصوصاً هنگامي كه رقابت و پيكار حساس است و باعث افسردگي روحي مي‌شود. مي توانيد بگوييد: " نگاه كن، من واقعاً مي‌خواهم بفهمم تو چه داري مي‌گويي. بنابراين، چند تا دليل دارم كه فكر مي‌كنم تو درست مي‌گويي. آيا مي‌خواهي به دلايل من توجه كني كه ببيني درست مي‌گويم؟"
 
آيا تا حالا ديده‌ايد هيچ بحث و مذاكره‌اي اينطوري و با اين شرايط كه گفتيم جريان يابد؟
 
چه چيزي است كه بدترين چيزها مي‌تواند از آن نتيجه شود؟ فوقش ممكن است هنوز مخالف باشيد، اما از همديگر به درک خواهيد رسيد و اين باعث ايجاد يك احساس احترام بين شما مي‌شود. فراتر از اين، ممكن است واقعيت را درك كنيد و ديد و نظر خود را تغيير دهيد.
 
***
 
مسائل بزرگ را به عهده بگيريد
 
تكنيك "ديدن از سمت و سوي ديگر" را به كار گيريد و در تمام مسائل مهم زندگي از آن كار بكشيد. به عنوان مثال، قبل از اينكه شخصي وارد مسأله ازدواج با فردي از قوم ديگر شود، بايد دليل بياورد كه چرا بايد به يهوديت وفادار بماند. يهوديت را بر مبناي تجربه خود به عنوان يك نوجوان 13 ساله، مرخص و از سر خود باز نكنيد. يهوديان يك اساس و پايه معنوي به جهان داده‌اند، و بر ضد تمام ظلم­ها پيشرفت كرده‌اند. اين ارزش تاريخي دارد. آنها را بيابيد و مطالعه كنيد.
 
به طور مشابه، قبل از اينكه خد-اوند را از زندگي‌تان خارج كنيد، ده دليل براي اينكه چرا بايد با او رابطه داشته باشيد بيان كنيد. خد-اوند متعال خالق شماست، معلم شما است. به او ارزش و اعتبار دهيد و برايش ارزش قائل شويد.
 
آيا چيزهايي وجود دارد كه شما در زندگي آنها را نفهميده­ايد، يا مورد رنجش شما و ظلم به شما شده است؟ البته! سؤال بپرسيد! اما سعي كنيد كه آن را از ديدگاه خد-اوند نظاره كنيد. آيا دليلي بر وجود او هست؟ او را بيابيد.
 
***
 
چرا «آموختن به استاد» يك راه براي كسب حكمت و دانش است؟ (جمع­بندي)
 
·                    هنگامي كه يك نفر درس مي‌دهد، دو نفر ياد مي‌گيرند.
·                    براي گرفتن تمام نقطه نظرات و انديشه‌ها، بايد سؤال بپرسيد.
·                    حتي اگر انديشه و نظري را نمي‌فهميد، شايستگي و لياقت آن انديشه را به دقت بررسي و ملاحظه كنيد.
·                    به معلمتان اعتبار دهيد. او چيز مسخره‌اي را بيان نمي‌كند.
·                    قدردان آن باشيد كه شما كامل نيستيد، شايد در اين زمينه اشتباه كنيد.
·                    ايده‌هاي ناخوشايند، بزرگترين شانس براي رشد و بالغ شدن ما هستند.
·                    دانش و علم عميق است. براي رسيدن به آن بايد وقت بگذاريد و به اندازه كافي صبور باشيد.
·                    در علم و آگاهي يهوديت، ياد گرفتن، يك زندگي را شامل مي‌شود.
·                    هرچه يك معلم باهوش‌تر و مسلطتر باشد، شاگردش مسلط‌تر و باهوش‌تر مي‌شود.         
ايش

بازدید: 31

نوشته شده در تاریخ : ۱۳۸۹/۵/۷

Email to a Friend Print This Article
نام - الزامي  
نام نمايش داده شود
       
E-mail - الزامي 
 
E-mail نمايش داده نمي شود
 
 
0


کليه هزينه اين سازمان از طريق کمکهاي مردمي تامين مي گردد. شما نيز مي توانيد در اين راه ما را ياري نماييد.








درباره ما | ارتباط با ما | ارسال فايل و مقاله | حمايت مالي از ما | دريافت فونت | ارسال نظرات
CopyRight © atish.org 2006-2008 All Rights Reserved.
عضويت در atish

Add me in I'm out